اينجا ايرانِ سالهاي اولِ دهه چهله. خشم و نفرتِ مردم ايران نسبت به رژيمِ ديكتاتوريِ وابستة شاه روز به روز در حال افزايشه اما اختناق و سركوبِ پليسي مانع از فورانِ خشم مردم و شكل گيريِ حركتهاي اعتراضيه. شاه به سمتِ آمريكا چرخيده و با اجراي اصلاحات موردِ نظر آمريكا در سال41, موقعيتِ خودش رو براي يك دورانِ تثبيت كرده. قيامِ مردم در سرفصلِ 15 خرداد 42 سركوب شده و جريانهاي رفرميستي و اصلاحطلب از دور خارج شدن و كاري از دستشون ساخته نيست. اينجا گورستانِ رفرميسمه. حزبِ مردم فروش توده هم كه در جريانِ جنبش ضد استعماريِ مردم ايران به رهبريِ دكتر مصدق با ضديت عليه جنبشِ ملي, عملا هم جبهه دربارِ شاه و استعمار شده بود و در كودتاي 28 مرداد هم با تسليم و بي عمليِ خودش خدمت بزرگي به شاه كرده بود, اكثر رهبرانش دستگير شدن وخيانت كردن و با حكومت نظامي همكاري كردن و بقيه هم با عافيت جوييِ تمام فرار و بر قرار ترجيح داده بود . در چنين شرايطِ تيره و تاري محمد حنيف نژاد, علي اصغر بديع زادگان و سعيد محسن كه خودشون به طورفعال در مبارزات سياسيِ سالهاي 39 تا 42 شركت داشتن, با بررسي و جمعبنديِ شكستِ مبارزاتِ گذشته, بن بستِ مبارزه رو گشودن و پاسخِ تاريخيِ اون رو در تأسيسِ يك سازمانِ انقلابي با خطِ مشيِ مبارزة انقلابي مسلحانه و با اتكا به ايدئولوژيِ ضد استثماري اسلام انقلابي پيدا كردن. سازماني متشكل از انقلابيونِ جان بركف و حرفه اي كه تمام زندگيِ خودشون رو وقفِ مبارزه كنن. سازمان مجاهدين خلق ايران .
مهمترين تفاوتِ بنيانگذارانِ سازمان مجاهدين خلق ايران با رهبرانِ سابق اين بود كه اولا اونها تصميم به ادامه مبارزه به هرقيمت داشتن. ثانيا بنيانگذارانِ سازمان ازتجربه هاي مبارزات گذشته و علتِ شكستِ اونها استفاده كردن
نيم قرن از عمر با افتخار اين سازمان ميگذره و كارنامه درخشان مبارزاتي اون سرشار از قيمتهاي خونيني است كه درراه مبارزه با دو رژيم ديكتاتوري داده است و ما در آستانه سالگرد تاسيس اين سازمان هستيم ...
به اين اميد با گراميداشت ياد و خاطره اين قهرمانان خاري باشيم در چشم دشمن ايران و ايراني و تن اين رژيم خونخوار را به لرزه بيندازيم ....