دوست دارم كه ايران رو آزاد ببينم . هميشه از ديدن صحنه هاي سركوب رنج مي بردم حتي وقتي كه ايران بودم، فشار و سركوب به خاطر نوع پوشش زنها جز اولين مواردي بود كه باعث انزجارم از اين حكومت مي شد ... به چه دليلي بايد به ما زنها تحميل ميشد كه چطور بپوشيم و چرا هرگز خودمون بر اين مساله نشوريديم ؟
از مادرم بسيار شنيدم كه با شعار يا روسري يا توسري شروع شد و بعد هم موج گسترده اسيدپاشي روي صورت زنان به اصطلاح بي دين و بي حجاب ... اينطوري و از ترس جان همه زنها رو به پوشيدن روسري وادار كردند ...وما ساليان بر اين باور غلط كه اين حكومت اسلامي است صداي خود را بلند نكرديم ... سركوب ما زنها ادامه داشت تا حضور گشتهاي ارشاد كه همه جا با دستگيري و گرفتن تعهد و بازداشت به ارعاب ما پرداختند و ما باز هم سكوت كرديم ...
اين سكوت با چند حمله اسيدپاشي به صورت زنان شكسته شد و مردم به اين حركت وحشيانه اعتراض كردند ولي نه شكايتي و نه پيگيري ... صرف دستگيري يك بسيجي ... و بعد هم حتما كه آزاد شده و به او حتي پولي هم داده شده است ... اين پرونده بسته نشد و جانيان اين اعمال كه زندگي و حيات وزيبايي را از زنان دريغ كردند به سزاي اعماشان نرسيدند ... البته كه همه ميدانيم در پس اين نقابها چه كساني نشسته اند !؟
دستورات از كجا صادر ميشود تا صداي زنان ميهنم ايران درگلو خفه شود ...
اين پرونده كماكان بازاست و وقاحت به قدريست كه باز هم حملات اسيدپاشي ادامه دارد ...
اين بار به خوبي نشان ميدهد كه اين حملات با هدف قبلي بوده است چون زني قرباني اين توطئه شده است كه بارها و بارها به دليل فعاليت خود تهديد شده است.
آيا زنان كشور ما بايد صبر كنند تا وحوش اسيد پاش حيات ديگري را پرپر كنند ؟ يا ما بايد بر اين شرايط بشوريم و سكوت ساليان را بشكنيم ؟
0 comments:
Post a Comment